sweet like gummy bear :)

سلام خوش آمدید

‌‌

پنجشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۹، ۱۲:۳۵ ق.ظ

او حوا بود . اولین دخترکی که پا به زمین نهاد . حوا روز بود و لبخندش طلوع خورشید طلایی رنگ در یک سیاره ی ناشناخته . چشمانش ابی اسمان بود و موهایش چون اسمان شب . پوست تنش همچون گندم های طلایی مزارع در هنگام پاییز و لب هایش به سرخی رز های تازه شکفته شده  . او حوا بود . ترکیبی بی نقص از تمام انچه که بود و هست و خواهد بود . او نه تنها مادر من که مادر همه ی ما بود . با اینکه او خیلی زودتر از تولد من زمین را ترک کرد اما صدای قدم هایش را در کنار رودخانه ی کوچک و زلالی که از میان جنگل سرسبزی میگذشت میشد شنید و چشمانش صبح و شب اسمان تیره و ابری را کنار میزد و لبخندش خورشید را از میان ابر ها بیرون میکشید . و هنگام بهار میان گندم های طلایی مخفی میشد و هنگام برداشت گندم مزارع طلایی و درخشان را ترک میکرد . حوا دخترکی بود که به زمین امد و ان را ترک کرد اما روحش میان تک تک تکه پاره های این خاک باقی ماند و هزاران بار زندگی کرد . گوش کن ! صدای خنده هایش را هنگام طلوع خورشید میشنوی ؟ صدای هق هقش را هنگام بارش باران چطور ؟ حس میکنی که اینجاست ؟ احساساتش را حس میکنی که گویا طبیعت را به بازی میگیرد ؟ حس میکنی که وقتی دخترک غمگین و دل شکسته ای میشوی ‌که به دیوار اتاقش تکیه داده و اشک میریزد نوازشت میکند ؟ حس میکنی که دست هایت را میگیرد و گاهی تو را در اغوش میکشد ؟ حس میکنی که سرسختی ات را می ستاید و به دخترکش افتخار میکند ؟ گوش کن ! صدایش را دریاب ! جایی که به او نیاز داشته باشی دستت را خواهد گرفت :)
میدانی ؟حوا زنده ماند و در سیاره ای عجیب و ناشناخته نفس کشید ، خندید و زندگی کرد . تو از جنس اویی از جنس حوا . دستش را بگیر و با او همراه شو ! بخند و از وجودت لذت ببر :)

پ.ن : امتحان کردن یه سبک جدید انتخاب جالبیه XD

  • Parsoon :]

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی